| روايتي ديگر: تقابل مدرنيته و پست مدرنيته |
|
|
| نویسنده ارسال توسط «ميرخليلي» | |
| ۱۲ تير ۱۳۸۷ | |
لينوكس كه زاده دنياي مافوق مدرنيته بود، مفاهيم مدرن ديگري به جز سرمايه و حقوق را هم به چالش گرفت، مثلاً مرزها و كشورها...اين گونه است كه يك ايراني براي آن كه يك مشكل سختافزاري را حل كند، در اينترنت درخواست كمك میكند و در جوابش مثلاً يك مهندس اروپايي به او ياري میرساند. •مدرنها ويندوز يك محصول صنعتي مدرن است، ريشه در همان نظامي كه سرمايه، اصليترين واژهاش است و انحصار حياتيترين ترفندش. قاعده خيلي ساده است: تنها بابت چيزي كه انحصاراً در دست شماست، ميتوانيد پول بگيريد. انحصار ويندوز، انحصار تكنولوژي است. اين قاعده هم رايج و ساده است، هميشه معيار ارزشمند برآيندي از اين موارد است: كارآيي، كيفيت، راحتي و ارزاني، تازگي و در نهايت چيزي عجيب كه هيچ گاه دقيقاً معلوم نيست چيست، گاهي حتي مضحك بودن. پس چيزي به اسم تكنيك وجود دارد كه نتيجهاش محصول ما را ارجمند و جريان سرمايه را به سمت ما جاري ميكند. قدم بعدي براي ساختن محصول اين است كه ارزشها را دريابيم، و حتماً اسطوره سازي هم گام مهمي است. اسطورهاي كه حاصل پيچيدگي تكنيك است، اسطورهاي كه نيازش رمزآلودگي است؛ مايكروسافت يك اسطوره است، اسطوره Capita . مايكروسافت يك نهاد صنعتي مدرن است، درست مثل معادن ذغال سنگ. در اين معدن برنامهریزی، كارگران متبحري هم هستند، بهترينهاي همه دنيا: شرقي و غربي. كارگراني كه امروز از مهندسين نرمافزار و علوم كامپيوتر، مديران پروژه، گرافيستها و بازاريابها تشكيل شدهاند، آنان كه وجه تمايزشان تكنيك است، آنها تكنسيناند؛ مايكروسافت مثل معادن ذغال سنگ است، با اين فرق كه اين بار محصول نه سنگهاو كار سخت ، كه هدف توليد "نرمافزار" است و كارتان پايه گذاردن اصول محكم. از اسطورگي و رازآلودگي گفتیم، و ارجاع به نمادهاي مدرن: اينجا "جان بول" هم داريم، نماد سرمايهدار، اما اين بار نه يك مرد مسن و چاق انگليسي با تازيانه و كلاه، سرمايه دار ما يك جوان خوش لباس است، جواني كه به تبع اسطورهها(و اسطورهسازها)در عصر خودش، از مدرسه و قالب پدران فراري شده، تا خود قالب ايشان گيرد، و با همه سادگي آن چنان در راز و رمز پيچيده شده كه حالا براي همه( حتي آنها كه نميدانند ويندوز چيست) اسطوره شده: اسطوره ثبات، اقتدار و انحصار: بيل گيتس . ويندوز قرار بود پنجرهساز باشد، بيهيچ ادعا. ويندوز رسم Mac-OS را پيش گرفت، اما امروز پنجره ويندوز به هواي خفقان آور قالبهاي سرمايهداري كهنه باز ميشود. ويندوز كه روزگاري برايمان مايه فخر بيادعاييِ تكنيك و كاركردن بود، همان كه روزگاري در كنارMS_DOS سيستم عامل مبتني بر محيط متني و در نتيجه منعطفتر و حرفهايتر ميزيست، ناگهان سياهچال معنا شد: ظاهر فريب، گرانقيمت و پر از اشكال و شتاب كه فریاد ادعايش حرفهاي ها را ميآزرد و آماتورها را مدهوش كرده بود. آنكه روزگاري به مدد تفاوتهاي بنيادين در نگارشهاي متوالي فروش ميكرد، امروز تنها بهانه تغيير چهره و بزك كردن شماره نگارشش بالا ميرود. حالا كاربران براي داشتن آن مجبور به تحمل خطاي همراهش و ویروس¬های آن هستند.Internet Explorer با خطاهاي امنيتي فراوان- كه داستان دادگاهي شدنش به جرم انحصاري كه بيل گيتس به آن تحميل كرده بود را هنوز خيلي ها به ياد دارند- هر روز بيشتر در عمق ويندوز فرو ميرود و شما را مجبور به استفاده از خود ميكند؛ Outlook Express كه سوراخهاي امنيتياش تا به حال بارها راه را بر ويروسها گشوده و به مدد همبستگي با Explorer و نيز Hotmail و MSN كه هر دو چهرههاي استبداد اينترنتي مايكروسافت هستند، مانده است. از سويي ديگر آمدن تائيديههاي سختافزاري و درايورهاي مايكروسافت عرصه اين انحصار را علاوه بر بازار نرمافزار و اينترنت به حيطه سخت افزار نيز كشانده و آن آرم Designed for Microsoft Windows كه رانت مايكروسافت به شركتهاي سخت افزاري براي تشديد تماميت خواهياش است ترس از منظره آينده را بيشتر ميكند. حكايت آخري كه ميماند: لو رفتن بخشي از متن اصلي هسته ويندوزNT، پهلوان اسطوره اي مدرنمان را دچار وحشت كرده، هميشه تماميت خواه ها را تروريسم به چالش می¬كشد . آخرين حكايتي كه يك روز تعريف مي شود، ماجراي مردي است كه روزگاري ثروتمندترين مرد انسان روي زمين بود و آنقدر فروخت و آن قدر بد فروخت كه بازارش كساد شد، شايد روزي به داستان پدرسالاري بيل گيتس و تمركز كاپيتال بخنديم. •پست مدرنها امروز در كتابهاي فلسفي يك روز به نام روز مرگ مدرنيته وجود دارد، روزي در ؟ با تخريب چند برج آمريكايي، اما بعضی¬ها كه به عصر سايبرنتيك و مجاز ايمان دارند، دوست دارند كه اين روزمرگ را تغيير دهند. روز مرگ اسطوره مايكروسافت يا معادلاً تولد لينوكس. چه زماني؟ هيچ كس نميداند كي بوده؛ شايد روزي كه ريچارد استالمن بنياد نرمافزار رايگان FSF را پايه گذارد. نهادي كه بر خلاف جريان رايج به دنبال توليد براي كسب مستقيم نبود، بلكه جوياي توليد با هدف توسعه بوده، توسعهاي كه لاجرم روزي براي ما سودآور است. بنيادي كه اصلي ترين توليداتش تا پيش از لينوكس ابزارهاي توسعهاي بود Emacs و gcc دو ابزار برنامهنويسي كه عمدتاً به دانشگاهيان اجازه ميداد فارغ از بحث پرداخت هزينه يا مسائل قانوني به توسعه برنامههاي مورد علاقهشان بپردازند. FSF، عكس يك گوزن شاخدار را به عنوان آرم خود انتخاب كرد و روزبه روز در محيط مجازي توسعه يافت. محصولاتش در حيطه سيستم عامل را با GNU معرفي كرد و شعاري عجيب:GNU یونيكس نيست. شايد هم درستتر باشد كه اين زادروز را همان روزي بدانيم كه لينوس توروالدز، يك دانشجوي سال دوم رشته علوم كامپيوتر دانشگاه...، چون استطاعت خريد يونيكس براي انجام پروژه دانشگاهياش را نداشت، يك نمونه كوچك از اين سيستم عامل را نوشت، با gcc ترجمه و اجرا كرد و متن آن را روي سايت FSF گذاشت؛ شايد براي شوخي نام آن را هم با تغيير s آخر اسمش به x ،Linux گذارد. آرمي كه لينوس توروالدز براي لينوكس برگزيد يك پنگوئن بود. اين فرارفتن از مدرنيته حقيقتاً مولود محيطهاي آكادميك بود و محيطي كه در آن سرمايه به مفهوم رايج نقش ايفا نميكند. اين جا اهداف بلندمدت و توسعهاي معناي بيشتري دارند. از اين جاي داستان به بعد خيلي سريع پيش رفت، آن قدر كه هنوز كه هنوز است، خيليها متوجه نشده اند: لينوكس هر روز حاميان بيشتري پيدا كرد و پيچيدهتر و كاملتر شد، اما هنوز به رسالت اصلياش پايبند مانده: متن باز و کد اصلي برنامه به طور كامل در اختيار همه و برنامه كاملاً رايگان است. در حقيقت وفادار به همان ميثاق FSF- هدفي كه با كنايه به كپيرايتCopyright - ميثاقي حقوقي كه حامي و مشروعيت بخشنده به انحصارهاي بازار سرمايه داري سنتي است- كپيلفت Copyleft خوانده شده است؛ همان GPL كه مدعي است بر خلاف همه قراردادهاي حقوقي تاريخ بشر هدفش نه تحديد مالكيت كه اعطاي آزادي Freedom است. اين اصليترين خلاف آمد تاريخ و به خصوص مدرنيته است. اين جا سرزمين مجازي بود و ساكنان اصلياش(دانشگاهيان) میخواستند اصول خودشان را بر آن حاكم كنند. اصولي برآمده از روشنفكري و فرهيختگي: مهمترين اصل آزادي است، حتي اگر به آنارشيسم تنه زند. پس رسالت بعدي حذف تمركز بود، تمركزي كه علت و معلول سرمايهداري مدرن است. اين شكستن تمركز در حقيقت راه را براي آزادي اقتصادي باز مي كرد. شما در هر كجاي دنيا كه بوديد مي توانستيد متن اصلي لينوكس را به رايگان از اينترنت دريافت كنيد، در آن تغيير دهيد(يا ندهيد!) و اين محصول را به رايگان يا در ازاي دريافت پول به ديگري واگذار كنيد. اين تمركزشكني نتايج عجيبي داشت: لينوكس به سرعت پيشرفت كرد، ايرادهايش كشف شد و راه توسعه در پيش گرفت. شركاي اين توسعه طيف وسيعي بودند؛ عمدتاً دانشگاهيان يا مهندسان نرمافزاري كه در وقتهاي آزاد به اين كار مي پرداختند و برخي دشمنان كهنه مايكروسافت مانندNetscape. موضع گيري مايكروسافت هم جالب بود: مقابله سنتي حقوقي كه اين بار به علت پراكندگي توسعه دهندگان و سودآور نبودن آن براي آنان با شكست مواجه شد. لينوكس كه زاده دنياي وراي مدرنيته بود مفاهيم مدرن ديگري به جز سرمايه و حقوق را هم به چالش گرفت، مثلاً مرزها و كشورها. اين طور شد كه حالا لينوكسي كه روي كامپيوتر من نصب شده، بخشي از آمريكا آمده، قسمتي از آلمان، جايي از فرانسه و روسيه و... اينگونه است كه يك ايراني براي آن كه يك مشكل سختافزاري را حل كند، در اينترنت درخواست كمك میكند و درجوابش مثلاً يك مهندس اسرائيلي به او ياري میرساند. شايد اين اولين كنش اصيل در جهت جهاني شدن به مفهوم پست مدرن (نه به معناي نخ نماي مدرنش) باشد: كنشي كه به پول معطوف نيست. اين شكستن مرزها و اتحاد مليتها، از سويي ديگر بر تنوع و تكثر فرهنگها صحه مي گذارد. شما مي توانيد به راحتي يك نسخه كاملاً محلي از لينوكس داشته باشيد، چون متن اصلي آن در اختيارتان است. به راحتي میتوانيد ظاهرش را تغيير دهيد و تواناييهاي ديگر(مانند پشتيباني از زبانتان) را به آن بيافزائيد. چه بسا در آينده فرهنگهاي محلي ايران هم نسخه لينوكس ويژه خود را پيدا كنند؛ همان طور كه كشورهاي آسيايي و اروپايي نسخههاي اختصاصي ويژه خود را دارند و در خيلي جاهاي ديگر مثل كشور خودمان بر ملي شدن لينوكس تأكيد ميشود. از افقي وسيعتر حاصل شكسته شدن مرزها با تأكيد بر تنوعهاست؛ ارزشي كه آن قدر ميارزيد كه شهرداري يكي از شهرهاي آلمان به رغم پيشنهاد مايكروسافت مبني بر فروش محصولاتش با يك دهم قيمت، از قبول آن سرباز زد و لينوكس را به عنوان سيستم عامل محلي در نظر گرفت. مفهوم بعدي كه بايد به بازي گرفته میشد، اصالت بود. معنايي عميق و جدي در دنياي مدرن كه خيلي از مواقع بر كارآيي پيشي میگيرد. اما در لينوكس اصالت، محوريت خود را از دست داده. براي لينوكس مهم نيست كه چگونه شما آن را مي بينيد. در حقيقت حالا بيش از ده نوع واسطه ارتباط با لينوكس وجود دارد كه توسط نهادها و شركتهاي مختلف ساخته شده، كه خيلي از آنها تقليد از ويندوزند حتي از نظر يك گرافيست حرفهاي شايد كيفيت مشابههاي ويندوزيشان را ندارند. جالبتر آن كه حرفهايترها لينوكس را نه به خاطر رابط گرافيكياش، كه به خاطر محيط متنياش میخواهند: همان صورت قديمي كه در Dos و يونيكس وجود داشت؛ صورتي كه رسالتش زيبايي به مفهوم مدرن آن نيست، بلكه هدف اصلي در اين جا آن است كه محصول كار كند، اين شايد به ما نشان دهد كه در آينده به چه چيزي زيبا گفته خواهد شد: به چيزي كه خوب كار كند. در اين جا يك چالش فلسفي جديد پديدار ميشود؛ در جهان مدرن فرم بر محتوا غلبه پيدا كرد، نقش محتوا و كاركرد از مهمترين موضوع به مسئلهاي فرعي در كنار فرم و چگونگي كاركرد تقليل يافت، اما انگار لينوكس در حركت خلاف جهت روند رايج جهان مدرن اين قاعده را زير پا گذاشته است.اصالت از جنبه ديگري هم به بازي گرفته شدهاست. در لينوكس همه چيز قلابي و تقليدي است، بدون آن كه هيچ تلاشيبراي اصيل جلوه دادن به مفهوم سنتي باشد. به هر حال امروز در آغاز راه اين رويداد عظيم هستيم. انقلابي در عرصه مجاز و سايبرنتيك كه نتيجهاش شكست روند رايج مدرن مبتني بر سرمايه است، نظامي كه از دو قطب ارباب و بنده تشكيل شدهاست. ادعاي جهان آينده سرمايه داري نه بر اساس درآمد كه بر بناي توسعه است. توسعهاي كه در نظامي هم سطح از سفارشدهندگان و كاربران و صاحبان از سويي و تكنسينها و توسعهدهندگان از سويي ديگر فراهم میآيد: تصاحب رايگان، فروش نرمافزار به قيمت هيچ. منبع : http://www.itna.ir http://www.technotux.com |
|
| آخرین بروز رسانی ( ۱۳ تير ۱۳۸۷ ) |
| <قبل | بعد> |
|---|
| صفحه اصلی |
| اخبار |
| مقالات |
| جستجوی پیشرفته |
| یزدلاگ در رسانه |
| تازه کاران |
| مدیریت |